1
مىشود به نحو متقدّم . و هم چنين در مسأله رد يكى از عبيد اگر جُعل، مشخص باشد در خارج و همه با هم رد نمودند هر كدام يك عبد را ؛ و اگر مختلف باشد زمان ردّها، اظهر مراعى بودن استحقاق رادّ اوّل [ است ] تمام دينار را به عدم رد بقيه در زمان مترقّب مفهوم از كلام جاعل .
4. اگر از براى هر يك از سه نفر جعلى قرار داد با تفاوت ، و با اجتماع انجام دادند بدون تفاوت در عمل ، براى هر كدام ثلث جعل مخصوص به او است .
5 . اگر براى بعضى از سه نفر جعل معلومى قرار داد و براى بعض ديگر جعل مجهول قرار داد ، براى آنكه معيّن كرده است ثلث جعل و براى آنكه معيّن نكرده ثلث اجرت المثل ثابت است ؛ و اگر تفاوتى در عمل هر كدام باشد لحاظ مىشود آن تفاوت در نسبت از جعل يا اجرت المثل ، و مأخوذ مىشود براى صاحبش .
6. اگر از براى يكىِ معيّن، جعلِ معيّن قرار داد ، و ديگرى با او شركت در انجام عمل كرد به قصد تبرّع ، براى معيّن نصف جعل است بنا بر اظهر و براى متبرّع چيزى نيست ؛ و اگر به قصد مساعدت با عامل و براى او با اذن او شركت كرد ، عامل تمام جعل را مستحق است ، و شريك با عدم قصد تبرّع ، از عامل، مستحق اجرت المثل يا نسبت عمل از جعل است ؛ و اصل، استحقاق اجرت است در اين صورت ، و استحقاق ( يعنى نسبت عمل از جعل ) در صورت اعلام است ، و اگر قرينه در جَعل مسمّى بر اراده مباشرت باشد عامل مستحق تمام جُعل نيست . و تفاوت در عمل اگر فرض بشود ملحوظ مىشود .