1
بايد مُقرّ «مكلّف» باشد ، و «حرّ» ، و «مختار» ، و «جائز التصرف» باشد ، و «قاصد» باشد نه هازل و ساهى و غافل و سكران ؛ و تماميّت بعض اين شروط به طور اطلاق ، به سبب نقل عدم خلاف است .
و عدالت مُقِرّ معتبر نيست در نفوذ اقرار ، بلكه كفر مانع از نفوذ اقرار نيست .
و صبى اقرار او نافذ نيست اگر چه مميز و مراهق و با اذن ولى باشد بنا بر احوط . و بنا بر نفوذ وصيّت صبى مخصوص ، نافذ است اقرار به آن .
و اگر مدّعىِ بلوغ به احتلام باشد در وقت امكان آن ، تصديق مىشود بدون يمين ، و احتياط در اين مقام ترك نشود ؛ و اگر مدّعى بلوغ به سن باشد، محتاج به بينه است . و هم چنين صبيّه اگر مدّعى بلوغ به احتلام يا حيض باشد ، به خلاف بلوغ با سنّ . و در بلوغ با انبات اگر ادّعا بشود ، اعتبار و اختبار لازم است .
و مجنون غير ادوارى و نائم و ساهى و غافل و مبتلى به هذيان و سكران و مغمىعليه ، اقرار هيچ كدام از اينها نافذ نيست .
و مُكرَه ، به آنچه اكراه بر او شده است اقرار او بىاثر است .