1
و هرگاه خونى كه عادت به بيرون آمدن در وقت تذكيه قرار گرفته باشد از آن خارج نشود، نجس است، [ و ] به سبب مخلوط شدن با خون ديگر، آن را هم نجس[1] مىكند.
و اقوى اين است كه از[2] خون باقى مانده در بدن غير مأكول اللحم بعد از خروج خون متعارف، اجتناب نمايد.
و در طهارت خون بچّهاى كه در زمان تذكيه در شكم مادر بوده، اشكال است و احوط اجتناب[3] است؛ چنانچه طهارت آن خونى كه در حال جارى شدن خون از محل ذبح، داخل شكم حيوان مذبوح شده و در آن جا مانده، محلّ اشكال است، بلكه اجتناب از آن[4] لازم است.
و هرگاه حال خون از باب طهارت و نجاست، مشتبه شود ـ مثل اين كه نداند از صاحب خون جهنده[5] است يا غير آن ـ پاك است اگر مسبوق به نجاست نباشد. و اگر مشتبه بشود كه از خون باقى مانده در بدن حيوان بعد از بيرون رفتن خون تذكيه است يا غير آن، احوط اجتناب است.
[1] . يعنى خون ديگر را و ظاهرِ آنچه را كه ملاقات با خون كرده است از گوشت و غير آن.
[2] . بلكه اظهر، طهارت است.
[3] . محل احتياط، خونى است كه عادتاً از مذبوح خارج مىشود، نه خون داخل گوشت و مانند آن.
[4] . اجتناب از آن و ملاقى آن خون.
[5] . و اگر نداند كه حيوانى، خون جهنده دارد يا نه، رجوع به امارات معتبره نمايد على الاحوط؛ و اگر نبود اماره معتبره، عمل به اصالة الطهاره در شبهات موضوعيّه مىنمايد.