1
و اطلاق اقرار به موزون ، منصرف به موزون بلد است ؛ و هم چنين مكيل در اطلاق ؛ مگر با قرينه بر خلاف . و هم چنين اطلاق النقدين ـ از طلا و نقره ـ منصرف به نقد غالب از مسكوك بلد است، چه خالص باشد يا مغشوش .
و هم چنين اگر بگويد : «وزن يك درهم نقره يا يك مثقال طلا» ، در درهم و مثقال، منصرف به نقد غالب ، و در وزن، منصرف به ميزان بلد است ؛ و اعتبار در بلد، به بلد مُقِرّ است مگر با قرينه بر خلاف .
و در صورت تعدّد نقد غالب در بلد ، با رجوع به مُقِرّ تعيين مىشود ، و اگر ممكن نشد، حمل بر اقل مىشود كه متيقن است بدون ظهور مخالف .
اگر بگويد : «له علىّ درهم» ، يك درهم لازم مىشود اگر چه كلام را تكرار نمايد ، مگر با قرينه بر تأسيس در حد تكرار، مثل خروج از عقلائيّت به لغويت تكرار، و مگر با ذكر واو حرف عطف به مثل : درهم و درهم ، يا درهم ثمّ درهم ، يا درهم فدرهم .
اگر بگويد : «له علىّ درهم و درهمان» ، سه درهم لازم مىشود . و هم چنين اگر درهم را سه مرتبه ذكر كند، محمول بر تأسيس است و سه درهم لازم است به حسب ظهور ؛ و به اين ترتيب در زياده از سه مرتبه .
و اگر بگويد: «له علىّ درهم مع درهم» ، يا «درهم فوق درهم» او «تحت درهم» ، لازم دو درهم است بنا بر اظهر ؛ و هم چنين اگر بگويد : «له علىّ درهم فوق درهم» ، يا «تحت درهم» بر تقدير صحّت اين عبارت .
و اگر بگويد : «له علىّ درهم فوقه درهم و تحته درهم» ، سه درهم لازم مىشود ؛