1
1. اگر نذر كرد عتقِ اول مملوك را پس مالكِ اَزيَد از يكى شد در يك دفعه ، افضل و احوط عتق همه است . و اگر نخواست جز عتق يكى را، احوط تعيين آن در مورد اصابت قرعه است ، و تخيير محتمل است .
2. اگر نذر كرد عتق اول مولود زنى را پس ولادت كرد توأمين را ، هر دو مورد عتق منذور مىشوند بنا بر اصحّ ؛ و اگر هر كدام ميّت، مولود شد ، ديگرى متعيّن براى عتق منذور است ؛ و هم چنين اگر يكى از آنها مستحِقِ عتق، مولود شد مثل مُقعِد ، ديگرى متعين است براى عتق منذور .
3. اگر مماليكى داشت و جمعى از آنها را به مباشرت، عتق نمود پس از آن از او سؤال نمودند : «آيا مماليك خود را عتق نمودى؟» گفت در جواب : «بلى»، بيش از جماعتى كه مباشرت عتق آنها را نموده بود، مورد تصديق عتق در جواب نخواهد بود ، زيرا ظاهر، اخبار است نه انشاء ، و مخبرٌ عنه امرى است كه صادق است على الحقيقه با آن كه مماليك خودم را عتق نمودهام ، در صورتى كه كثرتى در معتَق از آنها باشد كه على الحقيقه صدق مماليك بر آنها بنمايد ، و شرط است اين كثرت در موارد عتق . و اين غير آن صورتى است كه عتقى سابقا محقّق نشده و در مقام انشاى عتق بگويد : «أعتقتُ مماليكى» كه محمول بر عموم است مگر با قرينه خلاف يا تضمير خلاف .
4. اگر نذر نمود عتق امه خود را اگر وطى نمايد او را، صحيح است ؛ و با تحقّق