1
معتبر است در ملاعِنه : «بلوغ» ، و «كمال عقل» ، و «سلامت از صمم» ( يعنى ناشنوايى ) و «خرس» ( يعنى بىزبانى ) .
پس اگر قذف كرد صمّاء يا خرساء را ، اظهر حرمت ابديّه است و لعان زن صحيح نمىشود ؛ حتى اگر فرضا بينه زن شهادت بر قذف بدهد و مرد محدود بشود ، حرمت ابديه بر مجرد قذف زوجه خرساء [و] صماء ثابت است . و اگر بينه زوج بر مقذوفٌ به باشد، حد قذف بر زوج ساقط است و حد بر زن ثابت است . و هم چنين حرمت ابديه ثابت نمىشود با بينه بر زنا .
و در تأثير نفى ولد از صمّاء يا خرساء ، در حكم لعان ، بدون لعان به واسطه عدم صحّت لعان از او ، تأمّل است ، و احتياط مناسب مربوط به انتفاى ولد و حرمت ابديه و عدم آنها ترك نشود .
و بايد ملاعِنه منكوحه به عقد دائم باشد ؛ و متمتعٌبها ولد او منتفى مىشود به مجرد نفى زوج بدون لعان ، بلكه لعان به سبب قذف هم در باره او منتفى است .
و جائز نيست بنا بر اظهر براى زوج ، نفى ولد متعه بدون علم به انتفا؛ و با علامات مفيده ظن به انتفا، محكوم به لحوق است به واسطه فراش .
و اگر نفى كرد در موضع عدم لعان ، پس غير احكام اقرار اگر چه معلوم نيست الاّ اينكه به مناسبت نقل اتفاق در خصوص مقام ، انتفاى ولد هم كه اثر لعان است محقّق مىشود بنا بر اظهر .
و لازم است بنا بر اظهر در صحّت لعان : «دخول به زوجه» ، پس قذف غير مدخولٌبها، حرمت ابديه بر او مترتّب نمىشود و تأثير آن در حد قذف است . و هم