1
7. اگر عاجز از عتق در مرتّبه ، داخل در صوم شد اگر چه قدرى از روز باشد ، پس از آن متمكّن از عتق شد ، تعيّن ندارد بر او عتق، بلكه مىتواند ادامه صوم دو ماه بدهد ، اگر چه احوط و افضل عتق است .
و هم چنين اگر عاجز از صيام شد و داخل در اطعام شد و در اثنا متمكّن شد از صيام ، جواز تكميل اطعام، خالى از وجه نيست ؛ و احوط اختيار صيام است .
و سقوط حكم عتق به واسطه شروع در صوم ، مراعى به اكمال صوم است؛ پس اگر قاطعى براى تتابع آمد و قدرت بر عتق موجود بود ، اظهر وجوب عتق است قبل از شروع در صوم كه مفروض از افراد آن است ؛ به خلاف صورتى كه قدرت بر عتق منتفى شد قبل از وجوب استيناف به واسطه قاطع ، كه حكم صوم باقى است .
8 . اگر بعد از ظهار، عتق نمود قبل از عود ، اظهر عدم اجزاى از كفاره است .
9. كفاره دفع مىشود به ولىّ طفل و مجنون نه به طفل و مجنون ؛ و در اطعام جائز است با مباشرت طفل و مجنون انجام داده شود بدون اذن ولىّ در اطعام بنا بر اظهر ؛ و اظهر اين است كه كسوه در حكم تسليم طعام است نه اطعام .
10. صرف نمىشود كفاره در واجب النفقه مكفِّر، مثل پدر و مادر و اولاد و زن و مملوك . و غير مكفّر مىتواند كفاره خود را به واجب النفقه ديگرى ادا نمايد غير زوجه او و مملوك او ، اگر چه با بذل منفق، نفقه را، خلاف احتياط است . و اطعام مملوكِ غير ، با فقر مالك و عدم نهى مالك ، جائز و مجزى است .
ودفع كفاره به واجب النفقه براى غير انفاق ـ مثل توسعه وانفاق بر عائله