1
غساله را بريزد، پاك مىشود.
و ظرفى كه غساله با آن بيرون مىآورند، بايد پاك باشد در هر غَسله و همچنين دست؛ و هرگاه هر غسله، محتاج به تعدّد اخراج باشد [ و ] همان ظرف را بخواهد دوباره داخل در ظرف نجس شده نمايد، احتياج به شستن ندارد و همچنين دست شخصى كه آب را بيرون مىآورد و ملاقات به آن نموده، و احوط شستن است.
س . [ از ] زغالى كه از چوب نجس، حاصل مىشود، اجتناب لازم است يا نه؟
ج . احوط اجتناب است اگر از حقيقت چوب، چيزى[1] باقى باشد، والاّ فلا.
س . بخار يا دود يا شعلهاى كه از نجس يا متنجّس برخيزد، پاك است يا نه؟
ج . بلى طاهر است.
س . بعد از جدا شدن غساله به نحو متعارف، رطوبت و آبى كه باقى مىماند در محل، پاك است يا نه؟
ج . بلى پاك است.
س . به ممزوج كردن روغن نجس را در آب كرّ، پاك مىشود يا نه؟
ج . طاهر نمىشود.[2]
س . [ آيا ] اگر به جهت نبودن آب يا به سبب عذر ديگر، ميّت را تيمّم بدهند، نجاست او رفع مىشود،
[1] . لكن بقاى حقيقت سابقه به حكم استصحاب، خالى از وجه نيست، و لازمه آن، جواز تيمّم به آجر از زمين پاك است؛ اگر چه احتياط، در بقاى نجاست در متنجّس و عدم تيمّم در غير متنجّس است با شك در زوالِ حقيقت نوعيّه.
[2] . مگر آن كه طريقى باشد براى ايصال آب مطلقِ مطهِّر به تمام ذرّات غير متجزّيه متنجّس، به طورى كه عرفاً وصول آب به تمام اجزاى متنجّس، صادق باشد اگر چه بعد از آن، به وسيله ديگرى جمع شوند.