1
و اگر ولادت در اكثر از مدت اقصاى حمل بود از زمان تعليق ، ظاهر مىشود انتفاى حمل در زمان تعليق .
و اگر در مابين ادنى و اقصى مدت حمل از زمان تعليق ، ولادت واقع شد ، و بعد از تعليق وطى واقع شد، يا آنكه مثل وطى محتمل بود ، واقع نمىشود ظهار در زمان تعليق به واسطه احتمال تجدّد و حدوث آن از زمان وطى معلوم يا محتمل در صورت امكان حمل به سبب اين وطى .
و اگر وطى متأخّر محتمل نبود ، اظهر انعقاد ظهار است در حين تعليق كه زمان ما بين آن و ولادت ما بين اقصى و ادنى بوده و وطى ديگرى محتمل نباشد .
اگر در تعليق ظهار گفت : «إن ولدتِ انثى» پس از آن، دختر متولد شد ، از حين ولادت ظهار واقع مىشود . و اگر بگويد : «إن كنت حاملاً باُنثى» ، معلوم مىشود به ولادت اُنثى ، حمل به آن از زمان تعليق ظهار و وقوع ظهار در همان زمان .
11. اگر در مقام تعليق ظهار بگويد : «إن حضتِ حيضةً» ، وقوع ظهار موقوف به انقضاى ايام حيض است .
و اگر بگويد : «إن حضتِ» با گذشتن سه روز بدون معارض يا در تقدير عدم احتمال معارض ، معلوم مىشود وقوع ظهار از اول رؤيت خون ، چه حكم به حيضيّت از همان زمان باشد، مثل رؤيت در ايام عادت يا بعد از گذشتن سه روز، مثل رؤيت در غير ايام عادت بنابر قولى .
اگر تعليق به حيض در حال حيضِ معلوم بود ، ظاهر، توقف وقوع به حيض ديگرى است .
و در اكتفاى به قول زن در اخبارِ از حيض در مقام اثباتِ ظهار ـ مثل سائر آثار حيض ـ تأمّل است ؛ و اگر مراد مظاهِر ، اعم از حيض مخبَر به به اخبار زن باشد، تصديق مىشود .