1
و طلاق، شش ماه بود، به سه ماهِ متأخّر اكتفا مىشود در ازدواج، مثل ساير آثار عده.
و به ازدواج قبل از اين مدت آثم است، لكن صحيح است اگر متبين شد عدم حمل و انقضاى عده، و فاسد است اگر معلوم شد كه ازدواج در اثناى عده بوده؛ و اگر معلوم نشد، ظاهرا محكوم به عدم صحّت است؛ و اگر بعد از اين مدت ازدواج نمود و معلوم شد كه در اثناى عدّه، مسترابه بوده، پس صحّت نكاح محل تأمل است.
طلاق مريض مكروه است به كراهتى اشد از كراهت طلاق، لكن صحيح است.
و مرد ارث مىبرد از زن اگر در عده رجعيه وفات نموده، نه در بائن و نه بعد از انقضاى عده رجعيه و نه در مرض غير مستمر تا فوت.
و زن ارث مىبرد از شوهر (در هر قسم طلاق كه باشد) اگر بميرد شوهر در بين يك سال از طلاق، در صورتى كه در اين بين بُرئى براى او حاصل نشده باشد و مرضِ در حال طلاق، مستمر تا زمان فوت بوده باشد، يا آنكه زن بعد از عدّه خود، شوهر اختيار نكرده باشد.
اگر گفت: در حال صحّت طلاق بائن دادهام، پس در قبول اين دعوى در حق زوجه در نفى ارث او تأمل است.