1
صفت معلوم الحصول مثل طلوع الشمس؛ و ضرر ندارد تعليق به معلوم الحصول در زمان طلاق، مثل «ان كان الطلاق يقع بك» در صورتى كه بداند وقوع را. و فرقى بين تعليق بر مشيت خداى تعالى و غير [آن] نيست در صورت صحّت و عدم آن.
اگر يك طلاق داد و بدون فصل، تفسير به دو يا سه كرد، يك طلاق واقع مىشود و تفسير باطل است، نه اصل طلاق؛ و رجوع در عده و تجديد نكاح بعد از آن ثابت است، اگر چه احتياط در اعاده طلاق است.
اگر سه طلاق به ترتيب داد، بدون تخلّل رجوع، طلاق اوّل صحيح است و طلاقهاى ديگر لغو است؛ و هم چنين اگر ترتيب در تفسير باشد و بگويد: «انت طالق واحدة فواحدة فواحدة»، و در اين فرض، صحّت يكى و لغويت دو تفسير منضمّ اظهر است از فرض اوّل.
اگر زوج معتقد صحّت طلاق ثلاثا بود، يا عدم اشتراط طلاق به بعض شروط ثابته در مذهب حق، پس طلاق ثلاث را ايقاع كرد، ملزم است به مذهب خودش و بعد از عدّه جايز است نكاح آن زن اگر چه در عده رجوع كرده بوده، زيرا آن رجوعْ لغو است در اعتقاد او و به اعتقاد خود ملزم است. و هم چنين اگر طلاقى داد كه باطل نزد ما بود و صحيح نزد خودش، آثار مطلَّقه به طلاق صحيح بر آن زن بار مىنماييم و نكاح مىنماييم بعد از عدّه، بدون فرق بين اينكه زن مخالفه باشد يا شيعيّه، بنابر اظهر.