1
و اگر تالف شده، نصف مثل در مثلى، و نصف قيمت در قيمى را اخذ مىنمايد؛ و هم چنين اگر مثلى متعذر المثل باشد. و احوط صلح است در اختلاف قيمت عين به سبب اختلاف در كميت و كيفيّت عين از روز طلاق بعد از قبض زوجه تا روز قبض زوج نصف قيمت را.
و اختلاف در قيمت سوقيّه، با بقاى عين اثرى ندارد؛ و با تلف آن احوط صلح است در قيمت روز تلف و روز دفع قيمت نصف، نه ما بين بنابر اظهر.
و انتقال لازم، به منزله تلف است در رجوع به قيمت؛ و عود به سبب جديد اثرى ندارد در هيچ صورت بنابر اظهر.
و اگر عين متعلق حق رهانت يا اجاره باشد، مخيّر است زوج بين مطالبه قيمت و انتظار فك رهن يا انقضاى اجاره؛ و احوط رعايت رضايت زوجه است در طرفين تخيير. و اگر معامله ناقله غير لازم باشد ، مخيّر است زوجه بين رجوع و دفع نصف عين يا دفع نصف مثل يا قيمت.
اگر نقصى در عين حاصل شد، مثل عِوَر دابّه و نسيان صنعت، محتمل است رجوع به نصف عين و نصف ارش تعيّب، و احوط صلح است، چنانچه در اختلاف گذشت. و رجوع به قيمت در حال قبض با اختيار زن بدون لزوم محذور ديگر، خالى از وجه نيست.
و در زيادات متصله، احوط براى زوج صلح به قيمت بعد از طلاق و قبل از زيادتيها است، بلكه خالى از وجه نيست؛ و احوط براى زوج، عدم جواز اجبار زن است به دفع عين مجانا يا با عوض زيادتى، بلكه خالى از وجه نيست. و اگر دفع كرد عين را