1
وطى وصول نمايد. و فرقى در شرطيت تسليم مهر، براى وجوب تمكين زوجه، بين موسر و معسر نيست.
در صورتى كه مهر مؤجّل باشد، حق امتناع از تمكين قبل از حلول ندارد. و در صورتى كه امتناع كرد از روى عصيان يا عذرى تا زمان حلول، آيا حق امتناع دارد يا نه؟ محل تأمل است، احتياط مناسب براى طرفين ترك نشود.
و بعد از دخول، حق امتناع نيست اگر اسقاط او اختيارى بوده، و گر نه عدم سقوط، خالى از وجه نيست؛ مثل وطى اكراهى كه موجب استقرار مهر است و اسقاط نيست، چنانكه استحقاق نفقه به مثل وطى اكراهى حاصل نمىشود؛ و هم چنين در منقطعه.
و هم چنين تسليم ولى، صغيره را، در اسقاطِ صحيح بودن يا نه، فرق مىكند در جواز امتناع بعد از كمال صغيره.
اگر صغيره بود و اهليت تمكين نداشت، اظهر عدم فعليّت وجوب تسليم مهر است تا زمان اهليت، به خلاف عكس به اينكه مهر مؤجّل باشد، پس وجوب تمكين، فعلى است قبل از حلول.
و در صورت اهليت صغيره براى ساير استمتاعات غير وطى، آيا وجوب تمكين و وجوب تسليم مهر فعليّت دارد، مثل مريضه و حائض ؟ محتمل است اگر خوف اضرار نباشد، زيرا تمكين از چنين زنى بيش از اين نيست، لكن خالى از اشكال و احتياط نيست.
و اگر هر دو صغير بودند و ولى از ولى مطالبه مهر كرد، پس مبنى بر مختار در كبير با ولى صغيره است.