1
به مدلّس، براى شوهر است. و رجوع به تمام مدفوع، به وكيل يا زوجه، در صورت انحصار غرور است؛ و در صورت اشتراك، تنصيف مىشود، لكن رجوع به زوجه، بعد از عتق و يسار است در نصف مدفوع.
و اگر استيلاد كرد و هر دو مملوك بودند، پس با صحّت نكاح به اذن هر دو، ولد مملوك مولاى زوجين به نحو شركت است، و تدليس در مهر و در خيار تأثير دارد.
و مجرد اخبار به حريّت قبل از عقد، اثرى ندارد، مگر آنكه عقد مبنى بر آن واقع شود كه شرط لُبّى قصدى به قصد معلوم طرفين باشد، و سكوت هم اين تأثير را با علم به عيب دارد.
و اظهر رجوع به تمام مهر است بر مدلّس در صورت تبعيض در مملوكيت و حريت.
و اگر خود زن مدلّسه بود، رجوع مىنمايد به خود او بعد از دفع؛ و اگر دفع نكرده استحقاق ندارد چيزى را.
و در ظهور امه بودن مادر حين ولادت و معتقه بودن بعد از آن، اشكال است، [و] در صورتى كه قرينه بر اراده كنيز بودن حين ولادت يا بالفعل نباشد، مقتضاى اصلْ لزوم است.