1
مجرّد علائم ظنّيه و مشابهت جسميّه كه نوعاً موجب ظن به لحوق يا انتفاء در ارث و نكاح است.
پس تعلّم و تعليم نه براى عمل يا براى عمل غير محرّم، كه كذب، يا الحاق بر خلاف موازين شرعيّه، و تنقيص مؤمن يا مؤمنه باشد، و خود عمل كه از اين سه قسم نباشد، اظهر عدم حرمت آن است.
و اگر از آن علم حاصل شود، پس مثل علم حاصلِ از استناد حملى به زنا بدون تمكّن از اثبات آن شرعاً مىباشد.
و حرمت اخذ اجرت بر قيافه، تابع حرمت قيافه است در خصوص مورد، چنانچه گذشت در نظير آن.
و از آن جمله «شعبده» است. و آن عملى است دقيق و غير عادى كه موجب ارايه خلاف واقع است. و شايد بعض اقسام آن سحر باشد. و جميع اقسام آن حرام است، مگر آنكه قسمى باشد كه خود عملْ جايز و خارج از لهو خاص باشد و غرض هم باطل نباشد، بلكه عقلائى و مشروع باشد.
و اظهر جواز تعليم و تعلّم علم نجوم و جفر و رمل و تفأّلات مجرّبه است. و اما مقارنت اتفاقيّه تنجيم با اعتقاد تأثير نجوم به نحوى كه منتهى به شرك و ضد اعتقادات واجبه باشد، پس حرمت آن مقارن، منافى توحيد بلكه كفر معتقد مربوط به حرمت تحصيل علم يا تعليم يا اخبار غير جزمى به سبب اَمارات غالب الموافقه با واقع، نيست. و چون يقين به موافقت كليّه آنها با واقع يا نقصان آنچه در نزد غير معصومين ـ عليهمالسلام ـ است، نيست، پس اخبار از آنها به نحو جزم با عدم يقين در مورد خاص، جايز نيست. ومانعى از اخبار از نتيجه مراجعه كه غالب الموافقه با واقع است، نيست.