1
مىشود بنا بر اينكه ضيافت غير مجاهدين از مسلمين موافقت مىنمايد با مصرف جزيه؛ پس اگر اتفاقاً مرور مسلمين نشد و ضيافتى محقّق نشد ، آن مقدارِ محسوب از جزيه ، ماليّت آن مأخوذ مىشود .
و جزيه ـ مثل خراج و زكات ـ مكرّر مىشود در سالها و منتهى مىشود وقت آن به آخر سال . و اگر ذمّى قبل از حلول سال يا بعد از حلول و قبل از اداى جزيه، اسلام اختيار كرد ، ساقط مىشود جزيه از او؛ اگر چه در صورت دوّم، دَين است ، [ و ] به ملاحظه آنكه معلول كفر است وملازم هوان است، از مسلم كه اجلّ از آن است ساقط است .
اگر وفات كرد ذمّى بعد از حول ، جزيه از تركه او مأخوذ مىشود . و اگر وفات كرد در اثناء سال ، اظهر اخذ قسط از تركه او است؛ و حلول آن به مجرّد موت در اثناء حول، خالى از وجه نيست در صورت عدم فهم تأجيل به سال مطلقاً از شرط متعلّق به اخذ در آخر سال ، به نحوى كه اگر وفات در اثناء نبود حق مطالبه قبل از حلول حول نداشتهاند .
اگر چيزى را نگذاشته بود بعد از خودش ، وارث مطالبه به جزيه نمىشود چه بعد از حلول حول وفات كرده باشد، يا در اثناء .
و اگر امام استسلاف نموده بود، يعنى قرض نموده بود با رضاى ذمّى قبل از استحقاق جزيه ، پس وفات قبل از استحقاق نمود ، ردِّ به وارث مىشود . و اگر در اثناء استسلاف قسط به عنوان جزيه نمود با رضاى ذمّى ، يا شرط اخذ اقساط ، يا عدم شرط اخذ در آخر سال ـ بنا بر اينكه تأجيل به آخر سال از ناحيه شرط است ـ پس وفات كرد ، استرجاع نمىشود مقابل مستحَق از جزيه .
اگر بعد از استسلاف امام ، در اثناء حول، اسلام اختيار نمود ـ به هر داعى كه باشد اگر چه براى اسقاط جزيه اسلام اختيار نمايد ـ آنچه مقابل قسطِ باقى است مردود است ، و آنچه مربوط به سابق است اگر به عنوان جزيه مستحَقّه بوده و استحقاق آن