1
اگر مددى رسيد براى قشون اسلام بعد از انقضاء حرب و حيازت غنيمت و قبل از قسمت ، مشترك مىشوند در تقسيم غنيمت ، به خلاف صورت حضور بعد از قسمت غنيمت . و اگر اسيرِ مسلمْ متخلّص شد و حاضر شد با مسلمين بعد از انقضاء حرب و قسمت غنيمت ، مستحق غنيمت نيست؛ و اگر حاضر شد قبل از انقضاء حرب و مقاتله نمود يا حاضر براى قتال بود، مستحق است مثل مدد؛ و هم چنين اگر قبل از قسمت رسيد در صورتى كه اسير در همان محاربه بوده ، بلكه مطلقا، مثل مدد لاحق قبل از قسمت ، بنا بر اظهر .
اگر امير مأذون قشون ، براى مصلحت آنها يا مصلحت جنگ كسى را فرستاد به محل ديگر پس برنگشته غنيمت كردند ، سهمى براى او مىگذارند چون از قشون محسوب مىشوند .
و در مقام تقسيم چهار خمس بر محاربين ، براى «فارِس» ـ يعنى راكب يا مستصحب خصوص فرس ـ دو سهم قرار مىدهند ؛ و براى «راجل» ـ كه مقابل فارس است ـ يك سهم قرار مىدهند؛ و اگر دو اسب و بيش دارد، براى دو اسب قسمت مىنمايند؛ پس براى صاحب آنها سه سهم است ، و زايد بر دو اسب سهم ندارد .
و اگر بنده با اذن سيّد محاربه نمود و فارس بود و فرسْ مملوك سيّد بود ، براى عبد، رضخ مقرّر مىشود و براى اسب يك سهم؛ و اگر دو اسب و زايد بود ، براى دو اسب دو سهم قرار مىدهند ؛ و جميع رضخ و سهمها مال سيّد او است .
و براى عبد ، رضخ او كمتر از سهم فارس است بنا بر لزوم اقليّت از سهم كامل ، و براى فرس يك سهم كامل است بنا بر اظهر از عدم ارتباط سهم فرس به سهم فارس.
و اگر فارس مخذل بود [ و ] هيچ سهم نداشت ، پس در سهم داشتن فرس او ، منعْ متّجه است .
و آنچه ذكر شد در كيفيّت قسمت ، از تقسيم براى فرس و براى دو فرس ، مربوط