1
هجوم نمايند و مسلمان از خودش دفاع نمايد به اصالت و از محيط خود به تبع براى حفظ خودش از دشمنهاى مجاورين و مصاحبين خودش از كفّار؛ و وجوب در اين صورت، مشروط به شروط متقدّمه نيست .
و وجوب جهاد به معناى اوّل، ساقط مىشود از نابينا در هر دو چشم اگر چه متمكّن از قائد باشد ؛ و از مبتلا به زمانت مثل مُقعِد (زمينگير) ؛ و مبتلا به مرض مانع از ركوب و دويدن از هر دوى آنها در صورت احتياج به هر دو و عدم كفايت يكى از آن دو؛ و فقيرى كه نفقه خود و عيال خود را به نحوى كه لائق شأن باشد، نداشته باشد، و مؤونه طى مسافت براى جهاد و تحصيل آلات حرب مناسبه با مقصود از مقاتله را نداشته باشد و كسى هم بذل ننمايد آنها را . و اين معنى به حسب اختلاف اشخاص و انحاء جهاد در ازمنه و امكنه مخصوصه، مختلف مىشود ؛ و ممكن است فقيرِ با مال مخصوص باشد و ديگرى با آن مال، غنىّ باشد ؛ و هم چنين در جهادهاى مختلف يك شخص در زمان و مكانى بر او واجب باشد و در واقعه مخالفه ديگر بر او واجب نباشد .
1 . اگر مكلّف، مديون بود به دين مؤجّل ، در زمان عدم حلول اجل ، صاحب دين نمىتواند او را منع نمايد از جهاد . و در صورت علم به حلول آن قبل از وقت مراجعت ، محتمل است كه آخر زمان امكان اداى واجب ، زمان خروج باشد و تأخير جايز نباشد با قدرت؛ و محل احتمال صورت عدم ميسوريّت اداى در بلد به توسّط غير است . و اگر دينْ حالّ بود لكن مديونْ معسر بود و اعسار او با فرض لوازم جهاد نبود ، نمىتواند منع نمايد ، به خلاف اعسار به سبب اشتراى لوازم كه موقوف به تكليف به جهادِ مانع از اداى دين است .