1
الأحوط و الأقوى.[1]
مستحب است كه در وقت وقوف با طهارت باشد و غسل كند و آنچه موجب تفرّق حواسّ است از خود دور كند تا دل متوجّه جناب اقدس بارى شود. در اين وقت، نماز ظهر و عصر را در اوّل وقت به جا آورد به يك اذان و دو اقامه و وقوف كند در دست چپ كوه نسبت به كسى كه از مكّه آيد؛ و در پايين كوه وقوف كند در زمين هموار؛ و با اصحاب خود مجتمع باشند به پهلوى يكديگر؛ و بعد از نماز بايستد و مشغول دعا شود.
و مكروه است كه بالاى كوه رود و آن كه در حال وقوف سواره باشد يا نشسته، اگر تواند ايستادن را و اگر نه هر قدر كه مىتواند.
و رو به قبله كند و دل خود را متوجّه حقّ سبحانه و تعالى سازد و حمد و ثناى الهى به جا آورد و تمجيد و تهليل بكند و تكبير صد نوبت بگويد و «ألحمد لله» صد نوبت، و «سبحان اللّه» صد نوبت، و «لا إله الاّ اللّه» صد نوبت، و آية الكرسى صد نوبت، و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد نوبت، و سوره «إنا أنزلناه» صد نوبت، و «لا حول ولا قوة الاّ بالله» صد نوبت، و «قل هو اللّه أحد» صد نوبت.
و هر دعايى كه خواهد بكند؛ و سعى بكند در دعا كه اين روز، روز دعا و مسألت است؛ و هيچ چيز نزد شياطين خوشتر از آن نيست كه تو را غافل سازند از جناب
[1]. بلكه با عدم علم به خلاف و عدم قيام حجّت شرعيّه بر خلاف و با صدق تقيّه به نحو معهودِ متعارف، اقوى كفايت موافقت با عامّه است، چنانچه سيره قطعيه غير مردوعه بر آن دلالت دارد؛ و عدم مانعيّت علمِ به خلاف، از صحّت عمل با ناچارى و تقيّه، خالى از وجه نيست؛ و عمل به واقع در جميع صور ظاهرا مجزى است. و با عدم شرايط تقيّه، صحّت عمل، مورد تأمّل است با موافقت عامّه ولو علم به خلاف عمل ايشان بر حسب حكم حاكم ايشان نباشد، واللّه العالم.