1
و نيّت چنين كند كه هفت مرتبه سعى مىكنم ميانه صفا و مروه در فرض عمره تمتّع به جهت اطاعت فرمان خداوند عالم؛ پس، از آن جا برود پياده يا سواره بر حيوان يا دوش انسان تا برسد به مروه به قسمى كه انگشت پا را بچسباند به آن درجى كه به مروه بالا مىروند، و اين را يك شوط حساب مىكنند؛ و احوط بالا رفتن است به درجات مروه نيز. و از آن جا برمىگردد به نحوى كه ابتداى از صفا كرده تا برسد به صفا به نحوى كه به مروه ختم كرده بود؛ پس به هر رفتن و برگشتنى دو شوط حاصل مىشود و شوط هفتم، به مروه ختم مىشود.
و واجب است كه رفتن و برگشتن، از راه متعارف باشد؛ پس اگر از ميان مسجد الحرام، يا از طرف «سوق الّليل» ـ مثلاً ـ به مروه رود يا به صفا بيايد، مُجزى نخواهد بود.
و واجب است كه متوجّه مروه باشد در وقت رفتن، و متوجّه صفا باشد در وقت برگشتن، پس اگر به طور قهقرى، طىّ مسافت كند، مجزى نخواهد بود؛ بلى التفات به چپ و راست، بلكه به پشت سر، ضرر ندارد.
و بدان كه جايز است به جهت استراحت، نشستن بر صفا يا مروه تا راحت حاصل شود، و احوط ترك جلوس است در ما بين صفا و مروه بدون عذر.
و بدان كه جايز است تأخير سعى از طواف به جهت رفع خستگى و به جهت تخفيف حرارت هوا و جايز نيست تأخير آن تا فردا؛ و اقوى جواز تأخير آن است تا شب آن روز، و احوط ترك آن است بدون عذر واللّه العالم.
و بدان كه زياد كردن در سعى بر هفت شوط عمدا، مبطل سعى است به نحوى كه در طواف گذشت.
و اگر سهوا زياده كند، پس اگر كمتر از يك شوط باشد، او را طرح مىكند و سعى او صحيح است؛ و اگر يك شوط يا بيشتر باشد، باز سعى صحيح است. و جمعى ذكر كردهاند كه مستحب است كه زايد را تمام كند هفت شوط تا سعى ديگرى باشد و بر