1. صفحه اصلی
  2. /
  3. از کجا شروع کنیم؟

از کجا شروع کنیم؟

دیگری در نظام آموزشیِ حوزه‌های علوم دینی، که در آن برخی طلاب، پس از پایان هر نوبت درس استاد، درس را مرور می‌کردند و این کار معمولاً به دو شیوه صورت می‌گرفت: شفاهی و مکتوب.در تقریر شفاهی، پس از پایان هر نوبت درس استاد، بعضی از شاگردان ممتاز و خوش فهم و باسابقه، با اتکا به حافظه خود، همان درس را برای شاگردانی که سابقه کمتری داشتند یا درس را خوب نفهمیده بودند، تکرار می‌کردند.
در این جلسات، طلاب سؤالات خود را راحت تر می‌پرسیدند و اشکالاتشان را برطرف می‌کردند.این روش، علاوه بر آن‌که موجب تقویت افراد ضعیف می‌شد، به حفظ و رسوخ مطالب در ذهن شاگردان کمک می‌کرد و نوشتن آن مطالب را آسان می‌نمود.
مثلاً، پس از پایان هر جلسه درسِ شریف العلمای مازندرانی (متوفی 1245)، یکی از فضلا به تقریر درس می‌پرداخت و استاد مشکلات را حل می‌کرد.سپس چند تن همان درس را مجدداً تقریر می‌کردند تا اشکالات طلاب کاملاً برطرف شود. [8]
همچنین میرزا ابوالقاسم تهرانی (متوفی 1292) و میرزا محمدحسن آشتیانی (متوفی 1319) از جمله کسانی بودند که درس شیخ انصاری را برای عده ای تقریر می‌کردند. [9]
ملامحمد شربیانی درسهای استاد خود، سیدحسن حسینی کوهکمری (متوفی 1299)، را آنقدر تقریر کرده بود که به ملامحمد مقرِّر معروف شده بود. [10]
[11]
سیدابوالقاسم خوئی نیز به گفته خود [12]
درسهای استادانش، محمدحسین نائینی و محمدحسین اصفهانی، را برای حاضران تقریر می‌کرد. دیگری در نظام آموزشیِ حوزه‌های علوم دینی، که در آن برخی طلاب، پس از پایان هر نوبت درس استاد، درس را مرور می‌کردند و این کار معمولاً به دو شیوه صورت می‌گرفت: شفاهی و مکتوب.در تقریر شفاهی، پس از پایان هر نوبت درس استاد، بعضی از شاگردان ممتاز و خوش فهم و باسابقه، با اتکا به حافظه خود، همان درس را برای شاگردانی که سابقه کمتری داشتند یا درس را خوب نفهمیده بودند، تکرار می‌کردند.
در این جلسات، طلاب سؤالات خود را راحت تر می‌پرسیدند و اشکالاتشان را برطرف می‌کردند.این روش، علاوه بر آن‌که موجب تقویت افراد ضعیف می‌شد، به حفظ و رسوخ مطالب در ذهن شاگردان کمک می‌کرد و نوشتن آن مطالب را آسان می‌نمود.
مثلاً، پس از پایان هر جلسه درسِ شریف العلمای مازندرانی (متوفی 1245)، یکی از فضلا به تقریر درس می‌پرداخت و استاد مشکلات را حل می‌کرد.سپس چند تن همان درس را مجدداً تقریر می‌کردند تا اشکالات طلاب کاملاً برطرف شود. [8]
همچنین میرزا ابوالقاسم تهرانی (متوفی 1292) و میرزا محمدحسن آشتیانی (متوفی 1319) از جمله کسانی بودند که درس شیخ انصاری را برای عده ای تقریر می‌کردند. [9]
ملامحمد شربیانی درسهای استاد خود، سیدحسن حسینی کوهکمری (متوفی 1299)، را آنقدر تقریر کرده بود که به ملامحمد مقرِّر معروف شده بود. [10]
[11]
سیدابوالقاسم خوئی نیز به گفته خود [12]
درسهای استادانش، محمدحسین نائینی و محمدحسین اصفهانی، را برای حاضران تقریر می‌کرد. دیگری در نظام آموزشیِ حوزه‌های علوم دینی، که در آن برخی طلاب، پس از پایان هر نوبت درس استاد، درس را مرور می‌کردند و این کار معمولاً به دو شیوه صورت می‌گرفت: شفاهی و مکتوب.در تقریر شفاهی، پس از پایان هر نوبت درس استاد، بعضی از شاگردان ممتاز و خوش فهم و باسابقه، با اتکا به حافظه خود، همان درس را برای شاگردانی که سابقه کمتری داشتند یا درس را خوب نفهمیده بودند، تکرار می‌کردند.
در این جلسات، طلاب سؤالات خود را راحت تر می‌پرسیدند و اشکالاتشان را برطرف می‌کردند.این روش، علاوه بر آن‌که موجب تقویت افراد ضعیف می‌شد، به حفظ و رسوخ مطالب در ذهن شاگردان کمک می‌کرد و نوشتن آن مطالب را آسان می‌نمود.
مثلاً، پس از پایان هر جلسه درسِ شریف العلمای مازندرانی (متوفی 1245)، یکی از فضلا به تقریر درس می‌پرداخت و استاد مشکلات را حل می‌کرد.سپس چند تن همان درس را مجدداً تقریر می‌کردند تا اشکالات طلاب کاملاً برطرف شود. [8]
همچنین میرزا ابوالقاسم تهرانی (متوفی 1292) و میرزا محمدحسن آشتیانی (متوفی 1319) از جمله کسانی بودند که درس شیخ انصاری را برای عده ای تقریر می‌کردند. [9]
ملامحمد شربیانی درسهای استاد خود، سیدحسن حسینی کوهکمری (متوفی 1299)، را آنقدر تقریر کرده بود که به ملامحمد مقرِّر معروف شده بود. [10]
[11]
سیدابوالقاسم خوئی نیز به گفته خود [12]
درسهای استادانش، محمدحسین نائینی و محمدحسین اصفهانی، را برای حاضران تقریر می‌کرد.